دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
478
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
معمارى صفوى نتوان يافت ، شايد بتوان در دستاوردهاى عظيم اين دوره بازشناخت . شايد چشمگيرترين ويژگى ، فقدان واقعى مساجد جديد باشد . تبيين كاركردى اين قضيه ناكافى و متقاعد كننده نيست ( يعنى عدم نياز به چنين ساختمانهايى ) چون تيموريان متأخر تعدادى مسجد جامع و ساده در سرتاسر خراسان برپا كردند كه شمارى از آنها براى جوامعى كه بايد از آن بهره مىجستند بيشاز اندازه بزرگ بود . شاهان تيمورى كه اين مساجد را تأسيس كردند ، مثل شاه عباس در اصفهان ، ابعاد روانشناختى معمارى پرهزينه و عمومى را دريافته بودند . در يكصدوپنجاه سال پسين حكومت صفوى بود كه درنتيجه تخريب و آسيب عمارات كهن ، ضرورت ايجاد مساجد جديد و جامع بار ديگر پديدار شد . ويژگى و خصيصه فعاليت صفويان در معمارى مساجد ، چنانچه در پائين خواهد آمد ، مرمت و تعمير آنها بود : حتى در تختگاههايى چون تبريز و قزوين اعتقاد بر اين بود كه مساجد جامع موجود را بايد تعمير و مرمت كرد و اين كار نخستينبار در اصفهان نيز صورت گرفت . با اينكه معماران دوره صفوى از درافتادن با مقياس عمودى اجتناب نكردند ، ولى آنها در معمارى مذهبى بخت آنرا نيافتند كه به چنين چالشى مبادرت ورزند . مساجد جامع بر پايه مد روز نبودند . البته در اين قلمرو اصفهان مستثنى بود ؛ بار ديگر روشن شد كه اين شهر با همه اهميت خود ، بطوركلى مقياس مناسبى براى معمارى صفوى نيست . انتخاب جاى جديدى در حومه شهر ، ضرورت مساجد جامع جديد را پيش كشيد . در مقايسه با ايران از اين نوع مساجد در امپراتورى عثمانى و مغولى هند بارها تأسيس شد . اگر تأسيس مساجد جامع در معمارى دوره صفوى يك استثناء است در عوض مساجد كوچكتر بوفور ساخته شد و به صورت يك معيار درآمد و اكثر آنها در اصفهان تحت نظارت درباريان برپا گشت . در ساخت اين مساجد ، نوع خاصى از مسجد بر ساير مساجد برتر شمرده نشد ؛ ساخت مساجد ستوندار ، گنبدى و ايواندار درهمهجا رونق داشت . با اينكه مدارس از ابنيه جاافتاده ايران از سده پنجم / يازدهم به بعد بود ، ولى فقط معدودى از مدارس تاريخ ميانه باقىمانده و اكثر آنها هم از دوره تيمورى است . بعيد نيست مدارسى كه براى منظورى خاص طراحى مىشد ( متمايز از مدارس مركب كه در اين دوره ديگر رونق نداشت و يا مساجدى كه بخشى از آن مدرسه بود ) و در سده پانزدهم رواج كامل داشت در سرتاسر دوره صفوى هم ادامه يافته باشد . وسعت اين مدارس تيمورى بيشتر بود و مدارس ازبكان هم اين سنت را ادامه دادند . ولى معماران صفوى اين نوع مدرسه را با نوع كوچك و آرام آن تكميل نمودند و گاهى هم به مفهوم اصلى مدرسه نزديكتر شدند . صحن آن باقى ماند ولى مساحت آن به اندازهاى